صفات تفضیلی / برتر
برای مقایسه دو فرد، چیز یا گروه میتوانیم از صفات تفضیلی یا صفتهای برتر استفاده کنیم.
برای این منظور صفتها را به سه دسته تقسیم میکنیم:
۱)صفتهای تکسیلابی، و صفتهای دوسیلابیای که به "y" ختم میشوند
برای تفضیلی کردن این دسته از صفتها کافی است پسوند er- را به انتهای صفت اضافه کنیم.
tall + ertaller
بلندتر
happy + erhappier
شادتر
در صفتهای تکسیلابیای مانند "big" که به «یک حرف صامت + یک حرف مصوت + یک حرف صامت» ختم میشوند، وقتی "er-" اضافه میشود، حرف آخر تکرار میشود.
big + erbigger
بزرگتر
hot + erhotter
گرمتر
وقتی یک صفت تکسیلابی خودش به "e" ختم شود، در حالت تفضیلی به انتهای آن فقط "r-" اضافه میکنیم.
fine + erfiner
خوبتر
nice + ernicer
قشنگتر
در صفتهای تکسیلابی و دوسیلابیای که به "y" ختم میشوند، مانند "happy"، وقتی "er-" اضافه میشود، "y" به "i" تبدیل میشود.
easy + ereasier
آسانتر
dry + erdrier
خشکتر
۲)صفتهای دوسیلابی و طولانیتر
برای ساختن شکل تفضیلی صفتهای دوسیلابی (بهاستثنای صفتهای دوسیلابیای که به "y" ختم میشوند) و صفتهای طولانیتر کلمه more را قبل از صفت میگذاریم.
modernmore modern
پیشرفتهتر / جدیدتر
beautifulmore beautiful
زیباتر
۳)صفتهای بیقاعده
شکل تفضیلی تعداد کمی از صفتها از هیچ قاعده خاصی پیروی نمیکند و باید آنها را به عنوان یک فرم متفاوت از آن صفت به خاطر بسپاریم.
goodbetter
بهتر
badworse
بدتر
farfarther / further
دورتر
littleless
کمتر
معمولا بعد از صفتهای برتر از حرف اضافه than به معنی «از» استفاده میکنیم.
She's taller than her sister.
او از خواهرش قدبلندتر است.
Our city is more polluted than other cities in our country.
شهر ما از سایر شهرهای کشورمان آلودهتر است.
شکل تفضیلی صفتهایی که به "ed" ختم میشوند با more ساخته میشود.
Today, I feel more bored than I was yesterday.
امروز بیشتر از دیروز حوصلهام سر رفته / از دیروز بیحوصلهتر هستم.
شکل تفضیلی قیدهایی که به "ly" ختم میشوند با more ساخته میشود.
He drives more slowly than his brother.
او از برادرش آهستهتر رانندگی میکند.
گاهی اوقات میتوانیم از کلمه less به معنی «کمتر» به عنوان واژه متضاد more قبل از صفتها استفاده کنیم.
This book is less interesting than the one I read last month.
این کتاب از کتابی که ماه پیش خواندم کمتر جذاب است.
میتوانیم از ساختار as + adjective/adverb + as استفاده کنیم تا بگوییم دو چیز، دو شخص یا ... از بابت یک صفت یا قید برابر هستند.
She's as tall as her brother.
او همقد برادرش است.
This book isn't as interesting as that one. (= That book is more interesting than this one.)
این کتاب به جالبی آن یکی نیست.
Exercises
Choose the correct word(s) in italics.
1.He doesn't work as hard / harder as his brother.
He doesn't work as hard as his brother.
2.Madrid is less expensive as / than New York.
Madrid is less expensive than New York.
3.I feel more tired this week as / than last week.
I feel more tired this week than last week.
4.The city centre is more busy / busier / busyer than the suburbs.
The city centre is busier than the suburbs.
5.His new album wasn't as / more popular as the previous one.
His new album wasn't as popular as the previous one.