کلمات بیانگر تعداد و مقدارQuantifiers
کمیتنماها (quantifiers) کلمات و عبارتهایی هستند که برای صحبت دربارهٔ مقدار یا تعداد چیزی از آنها استفاده میکنیم.
Too much
عبارت too much به معنی «بیش از حد» یا «بیش از اندازه» است. از این عبارت قبل از اسمهای غیرقابلشمارش استفاده میکنیم.
Don't put too much sugar in your coffee.در قهوهات شکر زیادی نریز.
There is too much traffic on the roads today.امروز ترافیک خیابانها بیش از حد زیاده.
همچنین میتوانیم از too much بعد از فعل استفاده کنیم تا بگوییم کسی کاری را بیش از حد لازم یا بیش از اندازهٔ مناسب انجام میدهد.
I think you worry too much.فکر میکنم بیش از حد نگران میشوی.
Don't spend too much!زیادی خرج نکن!
Too many
عبارت too many به معنی «بیش از حد» یا «بیش از اندازه» است. از این عبارت قبل از اسمهای قابلشمارش جمع استفاده میکنیم.
There are too many people in this room.تعداد افراد این اتاق بیش از حد زیاده.
I've got too many things to do today.امروز کارهای زیادی (بیش از حد) برای انجام دادن دارم.
Too
کلمهٔ too به معنی «بیش از حد» یا «بیش از اندازه» است. از آن قبل از صفتها استفاده میکنیم تا بگوییم چیزی از نظر یک ویژگی خاص، بیش از حدِ لازم یا مناسب است.
This coffee is too hot to drink.این قهوه برای نوشیدن بیش از حد داغه.
The shoes are too expensive. I can't afford them.این کفشها بیش از حد گران هستند. نمیتوانم از پس هزینهشان بربیایم.
همانطور که در مثالهای بالا مشاهده کردید، too much، too و too many هر سه بار معنایی منفی به جمله اضافه میکنند.
Enough
کلمهٔ enough به معنی «به اندازهٔ کافی» است. از آن به شکلهای زیر استفاده میکنیم:
۱. enough + noun
از enough قبل از اسم استفاده میکنیم.
We haven't got enough time to finish the project.به اندازهٔ کافی وقت نداریم تا پروژه را تمام کنیم.
There aren't enough chairs for everyone.به تعداد کافی صندلی برای همه وجود ندارد.
۲. adjective / adverb + enough
از enough بعد از صفت یا قید استفاده میکنیم.
She isn't old enough to drive.او به اندازهٔ کافی بزرگ نشده است که بتواند رانندگی کند.
He drives too fast. He doesn't drive carefully enough.او خیلی سریع رانندگی میکند. به اندازهٔ کافی بااحتیاط رانندگی نمیکند.
۳. verb with no object (فعل بدون مفعول) + enough
میتوانیم از enough بعد از فعل استفاده کنیم تا بگوییم کسی کاری را به اندازهٔ لازم انجام میدهد یا نمیدهد.
He doesn’t exercise enough.او به اندازهٔ کافی ورزش نمیکند.
I don’t sleep enough during the week.من در طول هفته به اندازهٔ کافی نمیخوابم.
Exercises
Choose the correct option in italics.
1.There are too much / too many mistakes in your essay.
There are too many mistakes in your essay.
2.We haven't got too many / enough money to buy a new car.
We haven't got enough money to buy a new car.
3.He speaks too / too much quickly.
He speaks too quickly.
4.You don't practice enough / enough practice to improve your English.
You don't practice enough to improve your English.
5.I have too many / too much homework to do tonight.
I have too much homework to do tonight.
6.He doesn't speak loudly enough / enough loudly. I can't hear him.
He doesn't speak loudly enough. I can't hear him.
7.There aren't enough students / students enough in the classroom.
There aren't enough students in the classroom.
8.The weather isn't warm enough / enough warm to go swimming.
The weather isn't warm enough to go swimming.